سفارش تبلیغ
صبا
سفارش تبلیغ
صبا
زازران

با سلام..

اول از همه عیدتون مبارک. انشاالله خوش نماز  و خوش روزه باشید...

همونطور که گفتم و قرار بود نماز عید فطر هم به صورت متحد در محل تعیین شده با شکوه تمام برگزار شد..

یه سری عکس آماده کردم از این مراسم  براتون میزارم البته حاشیه هایی هم داشت که براتون توضیح میدم.

 

البته کاری به دیوارش نداریم ،حالا یکی نیاد بگه این دیوار رو چرا نشون میدی.

 ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 88/6/29 توسط محمد یزدانی

 

علی شیخی

با سلام..

از قدیم گفتن تعارف بعضی ها بی منت نیست،حالا نقل ما شده. امروز وقتی اسمتو دیدم خیلی خوشحال شدم اما گفتم حالا اگه اینجا بخوام تبریک بگم بهت و عکست رو بزارم و بگم این دوست منه همه بگن چرا تا حالا ازش اسمی نبوده ، حالا که معروف شده و افتخار کسب کرده دوستت شده. بهر حال من از اینکه دوستمی میگذرم و فقط به خاطر اینکه مال این مرز و بومی ( ایران) و بخاطر اینکه همشهری من هستی به تو و خانوادت از صمیم قلب تبریک میگم.

 به نقل از سایت کمیته ملی پاراالمپیک  :

 

 

 این قهرمانی رو به تمام مردم شریف زازران تبریک عرض میکنم/.

شهریور1388

محمد یزدانی



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 88/6/22 توسط محمد یزدانی

با سلام
یادش بخیر

حدود 3 سال پیش چندتا جوون دور هم جمع شدیم تا یه کار فرهنگی بکنیم،کاری به بزرگی تمام کارای فرهنگی (از نظرخودمون)
هنوز یادم نمیره که تو سرمای زمستون من ومالک با یه موتورسیکلت یه دور کامل تمام ارگانها رو زدیم>

از شورا گرفته تا فرمانداری وبخشداری، اداره ارشاد تا آموزش و پرورش و....

خلاصه بعد ازکلی دویدن این طرف  واونطرف و سنگ اندازی بخشهای مختلف تونستیم از حق امتیاز یه روزنامه استفاده کنیم که در ازای دریافت یه مبلغی به ما اجازه چاپ میداد.

پبا هزار امید وآرزو کارمیکردیم. تو فکرمون بود که یه روزنامه راه بندازیم که به تمام ایران بفرستیم(زهی خیال باطل) به خودمون خیلی امیدوار بودیم. کار طراحی که با صادق بود آنقدر خوب بود که هرکی میدید فکر میکرد تیتر بندی و صفحه بندی و طراحی کاره یه آدمیه که تمام عمرش روزنامه چی بوده. مطالبش هم انصافا با اون بیسوادی ما خیلی خوب بود. پای خودمون هرکدوم 200 یا 300 تموم میشد ،ما همه شو مجانی میدادیم. بعدش که دیگه خواستیم بفروشیم به قیمت 50 تومن میدادیم.
5 شماره بیشتر چاپ نشد(ودلایل چاپ نشدنش که بماند....) اما خیلیا منتظر بودن که شماره ی بعدش بیاد و  آخرین شماره همان و چاپ مجدد همان......

از شورای وقت براتون بگم که زیر مطالب خط میکشیدند و میخاستن مارو بازخواست کنن.یا از منتقدین خوبمون بگم که داشتن فعال میشدن،اما نشون دادیم که میتونیم.ولی بهتره بگم نگذاشتن.

این پروژه هم مثه تمام پروژه های دیگه تو شهرمون به دیوار سردمداران متهجر رسید  ورویارو با مغزهای پوسیده شد.
اما موثرترین عامل انحلال اون نشریه کم همتی خودمون بود!!!

حالا اینا رو گفتم تا درمورد یه جریده ای صحبت کنم که به تازگی منتشر شد و سردمدارانش فکرهای بزرگی رو در سر دارن.آینده نشان خواهد داد آیا این راه هم به نا کجاآباد میرسد یا نه؟

نام این گاهنامه (البته فعلا )  سفیر شهره و نشریه ای مذهبی ، علمی ،فرهنگی ،خبری  و...(معلوم نیست شاید فردا آب حوضم بکشن) که زیر نظر کانون شهید بهشتی زازران با مجوز از اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فلاورجان هستش.

تهیه کننده هم  سنگ صبور!!! هستن.

حالا معلوم نیست این سنگ صبور کیه؟ آیا یه نماده ؟ آیا یه فرهنگه ؟ آیا.....

بهرحال نسخه تصویری این نشریه رو در ادامه مطلبم میگذارم،میتونید ذخیره کنید و مطالعه بفرمایید.

حالا این همه حرف رو زدم که  ازخودمون تعریف کنم؟ نه ، میخوام یه نقدی هرچند کوچک در رابطه با این نشریه داشته باشم.

قبل از همه از دست اندرکاران این نشریه کمال تشکر و قدردانی رو میکنم،کار بزرگی رو انجام دادن اجر مادی شاید نداشته باشه اما معنوی داره.ان شاالله مورد قبول حضرت حق باشه

اما  بریم سر اصل مطلب:

جناب سنگ صبور: راه انداختن یه نشریه کار ساده ای نیست.نوشتن از هر کاری سخت تره و ارزش قلم رو همه میدونیم،خدا همه به قلم قسم خورده، پس باید حواسمون جمع باشه چی مینویسیم و چه چیزی تحویل مردم میدیم.

 وقتی نشریه رو باز میکنی میفهمی که دست اندرکاران این برنامه علاقه ی زیادی به محبوب دلها حضرت بقیه الله دارن (از شعرها و مطالب) اما یادتون باشه که قراره از همه چیز بگید.اگه قراره درباره امام زمان (ع) بنویسید خوب نشریه مذهبی راه میانداختید (منظورم این نیست که ازش ننویسید اما نه افراط نه تفریط)

تمام مطالب دیگه در حاشیه قرار گرفتن. مصاحبه ای هم با آقای شاهنظری کردن که به خاطر کمبود فضا خیلی دچار نقص شده و ممکنه خود آقا امید دوست خوبم،وقتی این مطلبو خونده شکه شده باشه و از اینکه تو این نشریه مصاحبه کرده پشیمون شده(گفتم "ممکنه" فردا اگه امید گفت من خوشحالم نیاین بگید که من دروغ میگم )تو نشریه ای که محدودیت فضاهست باید ازتمام فضای موجود به نحو احسن استفاده کرد.

جناب سنگ صبور: به قول شاعر که میگن : "کم گوی و گزیده گوی چون در" شما هم سعی کنید تو نشریه ای که همشهریامون روش حساب باز میکنن،نشریه ای که فقط مربوط به شما نمیشه ،(هر جاکه بخوان بخونن میگن مال زازرونه ،اصلا نمیگن مال کانون شهید بهشتیه) چیزایی بنویسی که همه پسند باشه و از زیاده گویی و حرف های بی مایه بپرهیزید.

اما مهمتر از همه اینه که این یک پیش شماره بود.توی شهرمون آدمای زیادی هستن که میتونن در ارتقا وبهبود کیفیت وکمیت این نشریه کمکتون کنن.حتما از کمکشون استفاده کنین .

من منتظر شماره های بعدی شما هستم

پاینده باشید و مستدام...

محمد یزدانی تابستان 1388

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 88/5/18 توسط محمد یزدانی

سلام

یه دوست جدیدی پیدا شده که در زمینه وبلاگ نویسی آغاز به کار کرده. بحث وبلاگش زازرونه. اما یه کمی متفاوت

دوست داره  همه چیزش دهاتی باشه. حرفاش و ....

یه سری به این دوستمون بزنید.    http://zazerani.iranblog.com/

هرچند از من زیاد خوب نگفته ولی چون کارش درسته لینکشو میزارم.



نوشته شده در تاریخ جمعه 88/1/7 توسط محمد یزدانی

سلام

چند وقتی هست که مطلب جدید نگذاشتم. آخه بعد از سر کار رفتن دیگه وقت نکردم به وبلاگ  مطلب اضافه کنم.

اما مطلب جدیدی که تو وبگردی بهش برخوردم سایت ویکی مپیا مطلبی گذاشته بود به نام امامزاده سید محمد زازران که توجهم رو خیلی جلب کرد.

رفتم یه سری زدم دیدم که عکس هوایی از امامزاده سیدمحمد هم گذاشته و گفته  که امامزاده سید محمد معروف به زارچان من لینکش رو گذاشتم برای کسایی که باور نمی کنن.

زود برید ببینید چون ممکن قهدریجونیا مطلع بشن و سایت ویکی مپیا رو ناکار ش کنن. (شوخی کردم.)

برای دیدن اینجا کلیک کنید

 

امامزاده سید محمد زارچان

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 87/11/22 توسط محمد یزدانی
   1   2      >
قالب وبلاگ