سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
زازران

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53328720934388889319.gif

چقدردلم برای صدادزدنت تنگ شده بود...دروغ چرا!!مدتها بود درحسرت اینگونه فریاد زدنت مانده بودم!مهربانم،چقدردیدی وچشم بستی،امامن دیدم وفریادزدم!شرمنده ام !ببخش مرایاستارالعیوب..گوشی تلفن همراه همه این روزها پراست ازپیامهای التماس دعا!...مارافقط به رسم رفاقت دعاکنید...یاد ماباش که محتاج دعائیم هنوز...و...و...و...الهی تورابه حق خوبان درگاهت:فرج مولامان صاحب العصروالزمان نزدیک بگردان،چشمان ناقابل وگنهکارمان به دیداررویش منوربفرما، امشب فریادهای استغاثه مومنین ومومنات رادریاب وحاجاتشان به درجه اجابت برسان،الهی ازماراضی باش،عاقبتمان ختم به خیرنما،به خودمان وامگذارمان حتی به چشم برهم زدنی،بیماران لباس عافیت بپوشان،...ودریک کلام:اللهم غیرسوءحالنابه حسن حالک...

دست نیــــــــــــــــــــاز

پ.ن

باید ز قلب ظلمت شب کسب نور کرد
وز کسب نور دیده خفاش کور کرد
از بهر درک قدرت پروردگار خویش
باید کتاب وصف على را مرور کرد


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 90/5/30 توسط صاحبدل

http://www.eteghadat.com/Files/user1/besm/besm_130.gif

دوستان سلام،طاعات وعبادات شما قبول درگاه حضرت حق،این چند وقت هرچه اومدم ازدل نوشته هام بنویسم انگارفقط حرفائی بودن مابین من وخدا!هرکارکردم نتونستم بیارمشون روی صفحه وب،فعلاقابشون گرفتم توی صندوقچه دل!شاید یه روزی عتیقه شدن وارزش پیداکردن،کسی تونست بره سراغشون...،بگذریم،داستان جالبی خوندم که بدندیدم برای تلنگرهم که شده براخودم وشماعنوان کنم،انشاءالله که خداوند اخلاص این گهرگرانبهارو دروجود تک تک مانیزقراربده،اول به خودمون واگذارمون نکنه،دستمونوبگیره تابتونیم مثه عبادالله ش اونی باشیم که دوست داره...

اخلاص شیخ عباس قمی
در یکی از ماه‌های رمضان با چند تن از رفقاء از ایشان (محدث قمی) خواهش کردیم که در مسجد گوهرشاد اقامه‌ی جماعت را بر معتقدان و علاقه‌مندان، منت نهد، با اصرار و ابرام این خواهش پذیرفته شد و چند روز نماز ظهر و عصر در یکی از شبستان‌های آنجا اقامه شد و بر جمعیت این جماعت روز به روز می‌افزود هنوز به ده نرسیده بود، که اشخاص زیادی، اطلاع یافتند و جمعیت فوق العاده شد؛ یک روز پس از اتمام نماز ظهر به من که نزدیک ایشان بودم، گفتند: من امروز نمی‌توانم نماز عصر بخوانم رفتند و دیگر آن سال را برای نماز جماعت نیامدند در موقع ملاقات و استفسار از علت ترک نماز جماعت گفتند: حقیقت این است که در رکوعِ رکعت چهارم، متوجه شدم که صدای اقتداکنندگان که پُشت سر من می‌گویند «یا الله یا الله ان الله مع الصابرین» از محلی بسیار دور به گوش می‌رسید، این توجه که مرا به زیادتی جمعیت متوجه کرد، در من شادی و فرحی تولید کرد و خلاصه خوشم آمد که جمعیت این اندازه زیاد است، بنابراین من برای امامت، اهلیت ندارم.

فوائد الرضویّه، ج1، مقدمه محمود شهابی.



نوشته شده در تاریخ شنبه 90/5/22 توسط صاحبدل

بسم الله النور

شمارش معکوس آغازمیشود...

ده،نه،هشت،هفت...طنین گامهای دلنشینش به گوش میرسد،...رمضان امد...

وباران رحمت خداست که برکویردلهامیبارد تااحیاکند دلهای خشکیده وانباشته ازخس وخارمعاصی را!

شیطان رادست وپابسته ودربند کرده اند اماشیطانک های خوش خط وخال معصیت گهگاه چشمک میزنند!مراقب باش!آهای دل من!سرت راپائین بینداز،نگاهت رابه خاک!ازخاکی واتش حصدش بود که آواره ات نمودازبهشت برین..!حالاسرت رابالاکن،نگاهت به خدا...مغناطیس عظمتش دلت رامیربایداگرذره ای ایمان دروجودت باشد...مراقب باش نگاهت به عقب برنگردد...نگاه دلت را ازعشق خداسیراب کن...برخیز!

برخیز اگرپای ایمانت لنگ میزند تکیه کن به عصای قرآن وعترت..برخیز فانوس معرفت به دست گیر...یاعلی...نزدیک شدماه صیام این گوی واین میدان...

التماس دعا



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 90/5/10 توسط صاحبدل

به نام توای ارام جان

اول:دوستان سلام،وقت شمابخیر.ابتدائن!جادارد ازطرف خودم وکلیه بازدیدکنندگان محترم،یه تبریک ویژه داشته باشم حضور مدیریت محترم وب،به جهت آغاززندگی مشترکشون،انشاءالله که روزیه همه جوونهابشه،وباعنایت خدا ودرسایه اهل بیت علیه السلام خوشبخت بشندانشاءالله.

پیوندتان مبارک

بعد(طنزنوشت!):اندرحکایت خساست مدیر!!!:(اینو یکی ازدوستان فرستادن...!)جالبه!البته ...:)بگذریم...

دی این مدیربگشت با 206 دورشهر................ازاو ملولیم وگرفتن شیرینیمان آرزوست!

گفتند یافت می نشود جسته ایم ما..............گفت آنکه  یافت می نشود آنم آرزوست!

اگه مولانابفهمه!!:)

اصل نوشت:

عجب حکایتی است!نباشی دائم سراغت رامیگیرند!باشی معترضند که چرا هستی!میمانی باشی یانباشی!گاهی چقدرهوس گم شدن به سرت میزند!باید مدتی نباشی،گم شوی !اماخودت راگم نکنی،آنقدرسراغت رامیگیرند که خودت دلت برای خودت تنگ میشود!قریبی وغریبانه گم میشوی!،چقدرانتظاردارند ازبودنت!توهم دیگرتحمل باری فراتزازگنجایش وجودت نداری!موری واندازه فیل ازتو انتظاردارند!ازدحام بودنت چشمانشان راعادت داده است،بیچاره ای اگر کمی خلوت شوی درنگاهشان!نمیدانی چه کنی،!باشی؟بمانی؟یابروی؟چقدرخسته ام...

آخرنوشت:

....



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 90/5/4 توسط صاحبدل
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 90/4/27 توسط صاحبدل
<      1   2   3   4   5   >>   >
قالب وبلاگ