سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
زازران

یک سرطانی در حال کشیدن موی سر

یکی بود یکی نبود

زیر گنبد کبود غیر خدا هیچکس نبود

همیشه همینجوری بود،از اول هم برای آدما
هیچکس غیر از خدا نبود و نخواهد بود

اما گاهی آدما یادشون میره،

یادشون میره که غیر از خدا هیچکس نیست

یادشون میره اصلا خدایی هم هست

یادشون میره که خدا رو دوست دارن یا
بدتر،یادشون میره که خدا اونا رو دوست داره

حتی گاهی یادشون میره اطرافشون افرادی هستند که دوستشون دارند ،
گاهی فراموش میکنند خدا چه نعمتهایی بهشون داده،
تاوقتی که از دستش بدن،تازه یادشون میاد که ای دل غافل...
گاهی فراموش میکنن که دوستانی دارند،
اما تا اتفاقی نیفته یادشون نمیاد که دوستشون دارن.
گاهی یادشون میره که، افرادی محتاج دعای اونا هستند.
از بس به فکر خودشونن ،از بس تو فکر دنیاشون هستند،
از بس به فکر خودمونیم ،
کل زندگی ما به فراموشی سپری میشه تا وقتی که
یه دوست
یه آشنا
یه غریبه
یه همسایه
یه هم شهری
یه هم ولایتی
دچار یه درد سر بشه،دچار یه گرفتاری بشه،یه اتفاقی براش بیافته (برا خودش یا خونوادش)
تازه یادمون میافته ، همه میگن اِ اِ اِ این دوست من بود،این همسایه ما بود،این ......
 
(البته فراموشی صفت انسانهاست که اگه نبود چه زجرها میکشیدیم
تصور اینکه غمی رو نشه فراموش کرد یعنی مرگ تدریجی، از دست دادن زندگی،نابودی آینده،)

این چند روزه تمام تصاویر ازجلوی چشمام رد میشه،
لحظه های شوخی کردنامون،دعوا کردنامون،سر به سر همدیگه گذاشتنامون
لحظه لحظه های باهم بودنامون
لحظه لحظه های تمام دوران دوستیمون..
یاد کنسرو بادمجون
یاد من و اون و عمو حسن که زندگیش رو نجات دادیم!!
یاد جک تعریف کردنا ش
یاد عزاداریامون تو هیئت
یادسفر رفتنامون
یاد شبهایی که با بچه ها لیچار میگفتیم
یاد روزایی که با هم دیگه میگذروندیم
آره،تمام لحظه لحظه هاش توی ذهنم مرور میشه
تازه یادم افتاد که چقدر دوستش دارم
تازه یادم افتاد که چقدر از قلبم سهم داره،
تازه یادم افتاد که یه دوستی به نام "حمید" هم دارم
تازه یاد اسمش افتادم که توی موبایلم "آرزو" بود
تازه با شنیدن اسمش یاد آرزوهاش میافتم
تازه یاد آرزوهام می افتم
تازه فهمیدم که آرزوی من سلامتیشه،آرزوی من برگشتنش به خونس، آرزوی من همون حمیده!!
آره آرزوی من همون حمیده!
براش دعا کنیم،البته حالش خیلی خوبه ،دیشب باهاش صحبت کردم،کلی گفتیم و خندیدیم،کلی من روحیه گرفتم!

آره، زود خوب میشه ،برمیگرده و دوباره فراموششمون میشه که چه روزایی گذشت...

برای همه ی بیمارا دعا کنید
بیاید برای حمید ،و همه ی کسایی که منتظر دعاهای خیر ما هستند دعا کنیم..
شب میلاد رسول مهربانی هاست،مولایمان مهدی (عج) امشب عیدی میدهد...



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 88/12/12 توسط محمد یزدانی
قالب وبلاگ